
پرسش : آيه متعه (24نساء) يا تعدد زوجات شأن نزول دارد شأن نزولش زناني هستند که در اثر جنگ اُحُد بي شوهر شده بودند فلذا بايد به اينها رسيدگي مي شد لذا حکم متعه و تعدد زوجات نازل شد بنابراين محدود به زنان بيوه است و شرايط اضطرار اجتماعي!
پاسخ : با شأن نزول که نمي توان حکمي را تخصيص زد يا محدود کرد شأن نزول هيچ مدخليتي به تعيين حکم ندارد و صرفا مجراي ابلاغ آن است نه مخصص يا مقيد آن.
اساسا اهميت ويژه دادن به شأن نزول ها ، روشي غيرعلمي و بي پايه است چرا که براي بسياري از آيات و روايات ، شأن نزول و شأن صدوري نرسيده آن مقدار هم که رسيده غالبا با اسناد ضعيف و غيرقابل استناد مي باشد (مشابه شأن نزول آيه صورت سوال)
آيا در اين موارد دين را تعطيل کنيم چون شأن نزولش به ما نرسيده ؟
موارد معدودي هم که شأن نزول و شأن صدور معتبر وجود دارد عملاً هيچ تأثيري در اخذ به عموم و اطلاق حکم ندارد فرض کنيد چند مرد مسلمان خمر خوردند و در مستي با هم درگير شدند و سپس آيه خمر نازل شده است و فرموده خمر رجس است که از خمر اجتناب نماييد آيا هيچ عاقلي مي گويد با توجه به شأن نزول مي فهميم که خمر خوردن فقط در مواردي که خطر درگيري باشد حرام است و امر به اجتناب، کلي نيست ؟ لذا برويم در خلوت خمر بخوريم ؟ يا نه ، مي گوييم امر خدا ، اجتناب از خمر است مطلقاً و اطلاق آن با اين شأن نزول مقيد نمي شود ؟
مثال عملي ديگر که از مهمترين کتاب حديثي شيعه الکافي ج5 ص521 نقل مي شود :
روزي جواني از انصار در مدينه ، زني را ديد که از پيش رو مي آمد و گوش و گردن او نمايان بود جوان همينطور او را نگاه مي کرد تا اينکه زن از جلوي او عبور کرد و وارد کوچه اي شد جوان، دنبال او روانه شد و از پشت سر، زن را نگاه مي کرد و چنان غافل شده بود که ناگهان با صورت به شيء برنده اي که بر ديوار خانه اي بود برخورد کرد! تا زن از نظر پنهان شد جوان ، خود را ديد که خون از چهره اش جاري شده و بر سينه و لباس او مي ريزد با خود گفت : به خدا قسم نزد رسول خدا (ص) مي روم و اين جريان را خبر مي دهم وقتي نزد رسول خدا (ص) آمد حضرت (ص) فرمود : اين چه حالت است ؟ جوان ، قضيه را گفت سپس جبرئيل(ع) نازل شد و اين آيه را آورد : (به مؤمنين بگو نگاه خود را فرو نهند و دامان خود را نگاه دارند اين براي آنان پاکتر است و خداوند آگاه است بر آنچه آنان انجام مي دهند سورةالنور آيه30)
حال سؤالي که اينجا مطرح مي شود اين است که آيا امر خداوند به فرو نهادن چشم از نامحرم، مطلق است و شامل همه فروض مختلف مي شود يا به خاطر شأن نزول ، منظور از فرو نهادن نگاه، فرو نهادن نگاه ِشهوت آلود ِجوان ِانصاري ِمدني است آن هم به شرط اينکه در يک کوچه تنگ و باريک که خوف جراحت و خونين شدن لباس وجود دارد باشد و آن کوچه نيز لزوماً بايد در مدينه باشد تا نگاه، حرام باشد و اگر در مکه باشد حکمش جداست و نگاه، حلال است !؟
کسي که با روش استناد صحيح به متون ديني، آشنا باشد هرگز نمي گويد از اين آيه، فقط حرمت نگاه چنين کسي در چنين جايي و با چنين شرايطي استفاده مي شود و در نظر محقق، روشن است که اطلاق آيه، دلالت مي کند بر اينکه کلاً مردان مؤمن چه جوان و چه پير و چه انصاري و چه مهاجر و چه غير آن، بايد نگاه خود را چه با شهوت و چه بدون آن، از نامحرم حفظ کنند چه در کوچه و چه در خيابان و چه در بيابان و… و چه در مدينه و چه در مکه و چه هر جاي ديگر و چه خوف جراحت باشد و چه نباشد و… يعني ما موظف به اخذ اطلاق آيه هستيم و حکم، با مورد آن مقيد نمي گردد
به عبارت ديگر، شأن نزول و مورد صدور و مقام و… مجراي بلاغ و بهانهء بيان حکم هستند و نه حاکم و مسلط بر آن در حدي که حکم را محدود کرده و اطلاق آن را از بين ببرند مطلب کلي که در موردي جزئي گفته مي شود محدود به حدود ِآن مورد جزئي نمي گردد.
از سويي ائمه ما تا 300سال بعد از هجرت که شرايط اجتماعي مسلمين بسيار تغييرات کرده بود و بسياري اضطرارها هم در کار نبود و وضعيت مسلمين طي 300سال دستخوش تحولات مختلفي شده بود باز هم تأکيد بر متعه داشتند مخصوصا براي متأهلين.
_________________________________________
ليست 16 پرسش و پاسخ راجع به متعه
1.متعه و شهوت | 2.متعه و زمانه | 3.متعه و عرفان ! | 4.متعه و سن پايين
5.متعه و فحشاء | 6.متعه و عفت | 7.متعه و عاشقي | 8.متعه و کشش جامعه
9.متعه و ازدواج دائم | 10.متعه و جاهليت | 11.متعه و متأهلي | 12.متعه و کرامت
13.متعه و فرزندان | 14.متعه و اضطرار | 15.متعه و بزرگان | 16.متعه و آيه آن